احمد مجد الاسلام كرمانى

294

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

آنها را بمحكمه عدليه بكشانند اما بعدها فهميدم كه اين وكلا بحمايت شاه مانع از محاكمه شدند كه براى شاه حرف حسابى باقى باشد و مظلوميت او در نزد تمام سفرا خارجه و عقلاى داخله مدلل گردد پس هرچه هست از قامت ناساز بىاندام ما است ورنه تشريف تمدن بر كسى كوتاه نيست و كسانىكه اين كتاب را ميخوانند اگر جاهل باشند حتما نگارنده را مستبد فرض ميكنند تعالى اللّه عما يقول الظالمون ولى بناموسم قسم است كه من كسى هستم كه براى قلع ريشه استبداد و استقرار اساس عدل و داد تا پاى مرگ دويده‌ام و حالا هم جان نالايق خودم را در اين راه تقديم ميكنم اما افسوس كه وكلاى نانجيب ما قدر اين مقام عالى را ندانستند و براى اخذ رشوه از اقبال الدوله و امير بهادر يا حمايت . . . . بدست خودشان آتش بكارخانه عدالت زدند و با پيشه خودپرستى اساس نوع‌پرستى را ويران نمودند و مكرر ميگويم اگر دو مرتبه بخواست خداوند بچنين نعمتى رسيديم اولين شرط اهم اين است كه در مقام انتخاب وكلا دقت كنند و مردمان عاقل عالم و نوع‌پرست را انتخاب نمايند نه تجار ورشكسته و آخوندهاى از همه جا رانده را چنان كه آن دفعه كردند و نتيجه وخيمه او را به چشم خودشان ديدند و با آنكه ما را عقيده اين است كه تمام معايب از وكلا است يعنى از جهالت آنها باز در مقام انصاف ميگوئيم اگر تحريك شاه نبود شايد وكلا هم تا اين درجه هتاكى نميكردند و در نزد عقلاى عالم واضح است كه اگر رشوه‌دهنده در دنيا نباشد رشوه‌گيرنده پيدا نخواهد شد پس گناه رشوه‌دهنده بالاتر و زيادتر از رشوه‌گيرنده است از اين جهت كه خداوند اول بر رشوه‌دهنده لعنت ميفرمايد بعد بر رشوه‌گيرنده ( لعن اللّه الراشى و المرتشى ) حالا تحقيق مطلب را بعقلاء قوم واميگذاريم كه درست دقت كنند و تميز بدهند كه آيا تقصير وكلا زيادتر است كه حقوق نوعيه سى كرور ملت را بدراهم معدوده فروختند و آشيانه